فرگ-فورگ forg

دروازه ورودی جنوب شرقی استان سر سبز فارس

تاریخچه فرگ داراب+عکس
ساعت ۱۱:٢٧ ‎ق.ظ روز شنبه ۸ بهمن ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: تاریخچه فورگ داراب

  

          قلعه بهمن شاه واقع در نصیرآباد                 طاق کیومرث واقع در دوبرجی                  نارنج قلعه واقع در دوبرجی

 تاریخچه فرگ

  از زبان  محمد باقرمهاجر، مورخ واستاد دانشگاه آزاد داراب 

منطقه فرگ یکی از قدیمی ترین مناطق ایران است که سابقه تمدن در آن به هزاره های سوم و چهارم "ق.م"می رسیده و آثار و نشانه از تمدن سفال نخودی در منطقه فرگ بدست آمده که نشان دهنده قدمت این منطقه کهن است. نام فرگ به نظر می رسد در کتیبه داریوش بزرگ در بیستون به شکل پارس ذکر شده است و این نشان دهنده قدمت و سابقه این منطقه است در دوران حکومتهای هخامنشیان و ساسانیان منطقه فرگ یکی از مناطق مهم پیرامون دارابگرد بوده و  همان طور که در متون ذکر شده  است وجود قلعه های مستحکمی که در فرگ است  حاکی از ناحیه آباد در شرق آثار قدیم دارابگرد بوده است.منطقه فرگ دارای قلعه های مهمی است که عموما از قلعه های تاریخی است از جمله قلعه نصیرآباد که به قلعه بهمن معروف است و قلعه دوبرجی که به قلعه نارانجی (نارنج قلعه) معروف است این قلعه ها قدمتشان به زمان خیلی قدیم می رسد آثار زیادی در پیرامون این قلعه ها یافت شده از جمله:سفالهای رنگین و سفال های ساده که به دست آماده حاکی از وجود تمدن در این ناحیه در سال های قبل از اسلام است .قدمت قلعه بهمن برخلاف آنچه گفته شده که به 700سال می رسد قدمت آن خیلی بیشتر از آن است چون این قلعه در دوره ساسانیان و بعد از آن محل استقرار حکومت این منطقه بوده است.یکی از اسنادی که نشان می دهد که این قلعه غیر از آن سفال های رنگین و ساده پیرامون آن یافت شده است وآثار پی ریزی های ،دیوارها و مصالح هایی که درون آْن به کار رفته و معماری هایی که نشان می دهد که این قلعه،قلعه خیلی قدیمی است می توانیم به اسنادی که به صورت مخفی در دوره اسلامی نوشته شده اشاره کنیم:که منطقه فرگ قلعه هایش را از مناطق آباد بر شمرده اند واز آن یاد کرده اند با این حال  یکی از توابع مهم شهر داراب بوده که بر سر راه دارابگرد به کرمان و سیرجان قرار داشته و همین مسئله ثبت شده این منطقه و قلعه های آن در معرض برخوردها و تصادف حکومت های زمان قرار میگیرد از جمله در قرن پنچم هجری قمری در حدود سال 1448،فضلویه،امیر شبانکاره به منطقه فرگ می آید و این منطقه فرگ را تحت کنترل خود قرار می دهد و در اینجا اقامت می کند و در قلعه های مستحکم فرگ باقی می ماند یا امیر موسی فرگی حاکم فرگ در برابر تهاجم سپاهیانی که از کرمان اتابک چاولی اعزام کرده بود برای فتح فرگ مقاومت می کند و ارسلان شاه حاکم کرمان هم که با او رابطه خوبی داشته ،کمک می گیرد و موفق می شود که اتابک چاولی که می خواست قلعه فرگ را تسخیر کند شکست دهد به طوری که اتابک مجبور شد از فرگ به شیراز به تاخت برگردد.قلعه فرگ در حدود قرن ششم هجری-قمری توسط یکی از خاندان مبارز تصرف می شود و اینان در قلعه فرگ باقی می مانند به طوری که قلعه های فرگ از قلعه های مستحکم شبانکاری بوده که مدت ها در اینجا حکومت برقرار بوده و در واقع یک سدی بوده بر سر توابع دارابگرد ومناطق مرکزی فارس؛ فرگ در حقیقت دروازه شرقی ایالات فارس دوره قدیم محسوب می شده کسانی که موفق شدند قلعه فرگ و منطقه فرگ را تصرف کنند دیگر از این طریق به بقیه مناطق فارس هم از طریق شرق وارد می شدند و به هر دلیل این منطقه در خیلی  از مواقع صحنه مبارزه و درگیری های حکومت ها بوده است.طاق کیومرث یا چهارطاق در منطقه دوبرجی فرگ یکی از مناطق تاریخی این منطقه محسوب می شود که قدمت آن احتمالاً به دوره ساسانیان می رسد گویااین قصر را پسر اسفندیار ساخته وبه کیومرث شهرت یافته است چون معماری هایی که در این بناها بکار رفته مشابه کارهایی است که از سلاطین با بزرگان ساسانی در مناطق دیگر باقی مانده از جمله : کاخ بهران در شمال شهر داراب و کاخ ساسانیان در منطقه سروستان همچنین از کاخ های مهم باقی مانده از ساسانیان و معماری آن بر اساس معماری  طاق دیسی و دوره ساسانی است . که در آن از مصالحی مانند گل و گچ و سنگ لاشه استفاده شود و در این کاخ تزئینات ساده ای بکار برده اند . که هنر اوایل دوره ساسانی است که مشابه به آن در مناطق دیگر مانند فیروزآباد ، سروستان و بوشهر می توان یافت.خود قلعه فرگ هم یکی از مناطق تاریخی است و وجود دو قلعه و برج بلند در این منطقه سبب شده که یکی از آنها قلعه نارنجی است که در مجاورت آن قرار گرفته سبب شده که این منطقه به دوبرجی شهرت پیدا کندقلعه  نارنجی در مجاورت روستای دوبرجی در منطقه فرگ قرار گرفته این هم یکی از قلعه های مستحکم فرگ بوده که مدتها محل اقامت حکومتها از جمله : امیرموسی فرگی در قرن ششم هجری قمری در منطقه استقرار داشته است . علت نام  گذاری آن ظاهرا به خاطر موقعیت منطقه که گرمی هوا سبب شده است که خاک منطقه به رنگ نیمه سرخ در بیاید به همین علت اینجا به قلعه نارنجی شهرت پیدا کرده است.


رسول امیری را بهتر بشناسیم(فرگ)
ساعت ۱٠:۱۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٤ بهمن ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: رسول امیری را بهتر بشناسیم(فرگ)
  رسول امیری را بهتر بشناسیم...
 بچه فرگ داراب و همشهری من است هرچه یاد می دهم یکی از فعالان فرهنگی،ادبی و اجتمایی شهرستان داراب و بخش فورگ است.شاعر،نویسنده،روزنامه نگار،طنز پرداز وگاهی نمایشنامه نویس و کارگردان؛در ساخت فیلم کوتاه مستند دستی برآتش دارد فیلم کوتاه ساخته وی بنام عشق بدون امکانات که همزمان بازلزله بم درباره همین موضوع در جشنواره پرسش مهر ، پس از انتخاب سازمان آموزش وپرورش فارس مقام دوم را به خود اختصاص داد. فکر کنم سال ۸۳بود یک سال بعد نیز درهمین جشنواره با تعدادی از استان های دیگر  موفق به کسب مقام اول شعر در مرحله کشوری گردید.در همین سال ها دبیر پاره وقت مدارس فرگ بود که به مرحله استخدام نرسید. ایشان مجری و گوینده مسلطی در اجرای برنامه های فرهنگی است. نامبرده  دکلمه سرای توانای شهرستان داراب است که بیشتر علاقه مندان صدای او را رفیق خلوت خود کرده اند.ترانه های وصیت-رباعی های آشفته با صدای رضا نیک فرجام ترانه های مسافر،شب تنهایی و پونه باصدای میثم احمدی را ایشان سروده و با دکلمه همراهی نموده است.چند سال پیش یکی از ترانه های ایشان گاهی از ایران موزیک توسط خواننده ای به نام راستی  پخش  می شد؛اسمش یادم نیست ولی قسمت اولش این بود:
  یه شب می خوام برم سفر  
                                  تا انتهای بی کسی
                                                      دور بشم از چشم خودم                                                                                                              برم تو چشمای کسی
قریب ده سال است که ایشان به عنوان مسئول انجمن ادبی سپیده فرگ مشغول فعالیت است ودر دوسال متوالی همایش بزرگ هنرمندان فرگ و استان فارس را برنامه ریزی و اجرا نمود به استقبال بهار سال ۹۰نیز شادترین جشن با اجرای خواننده معروف همایون نیک خواهی در بخش فرگ کارگردانی نمود که با استقبال بی نظیر و رضایت تماشا چیان روبرو شد.
سال ۷۹فارغ التحصیل دوره کارشناسی تاریخ از دانشگاه آزاد داراب گردید هم اکنون به عنوان عضو شورای شهر دوبرجی و شهرستان داراب و با شغل آزاد وفیلمبرداری امرار معاش و زندگی می کند.توضیحاتم را بایک شعر کو تاه از ایشان به پایان می برم:
کاش عسل تلخ می شد که شیرینی اش به آوارگی زنبو رها نمی ارزد!!
پیروز باشید...

گفتگوی شاعر جوان فرگ با محمد شمس لنگرودی شاعر معاصر ایران
ساعت ۱٢:۳٥ ‎ب.ظ روز شنبه ۱ بهمن ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: گفتگوشاعر جوان فرگ با محمد شمس لنگرودی شاعر معاصر

در مصاحبه با محمد شمس لنگرودی شاعر معاصر عنوان شد:

هنر امروز دستخوش اغتشاش شده است...

رسول امیری شاعر جوان و خوش قریحه فرگ داراب در دیداری که با محمد شمس لنگرودی،پزوهشگر،شاعر معاصر و نویسنده تاریخ تحلیلی شعر نو داشته است مصاحبه ای داشته است که نتیجه آن در پی می آید:

مدت هاست که با جمعی از دوستان بحث مخاطب خاص و عام در ادبیات به وی‍‍ژه شعر ورد زبانمان شده ،هر کس ساز خودش را می زند و نتیجه رضایت بخشی از بحث داده نمی شود،خواستم از جنابعالی بپرسم که چگونه می توان با خلق یک اثر با دو گروه خاص و عام ارتباط برقرار کنیم؟

شمس:بحث خاص و عام هم درست است و هم غلط،از این نظر درست است که هنر همیشه رو به اعتلا دارد و خواص هستند که با هنر روبرواند،اما این به این معنا نیست که برای عوام نباشد و دشواری قضیه همین جاست. هنرمند باید به زبانی دست پیدا کند در حالی که برای خواص قابل درک است با عوام هم سر کار د اشته باشد. بهترین شاعران ایران شاعرانی هستند که خواص هنوز که هنوزست با آن هاکلنجار دارند وهم عوام خواسته هایشان را در این کارهایشان می بینند، امااین خواص هستند که از تکنیک های که این شاعران حیرت می کنند. اهمیت حافظ نیز بخاطر بازی های زبانی است  وگرنه موضوعاتش را همه شاعران گفته اند و فرق زیادی با سلمان ساوجی و ناصربخارایی و... ندارد. تفاوتش در بازی زبانی است. فردوسی وقتی شاهنامه را می نوشت در شهر خودش بیش از صد نفر داشتند شاهنامه را می نوشتند، داستان همان بود اما توانایی فردوسی در زبان و ساختار بود.

پس چرا شاملو در گفتگویی که با ناصر حریری انجام داده ،فردوسی را سرکوب می کند و میگوید که فردوسی جایی در تنگنای زبان و قافیه گیر آمده و به جای استفاده از وازه دویست از واژه( دو،ره صد )استفاده کرده که مورد پسند و صحیح نیست؟

شمس:این نظر شاملو است و نظر غلطی هم است. من نمی خواهم وارد آن قضیه شوم،شاملو شاعر بزرگ ایران است ،به نظر من بعد از شاعران بزرگ و کلاسیک اگر خواسته باشیم سه تا شاعر بزرگ نام ببریم،حتما و مسلما یکی از این سه نفر شاملو است اما این به این معنا نیست که اگر شاملو آب خورد ما هم از او تقلید کنیم این نظر شاملو را من قبول ندارم.

نظرتان در مورد فلسفه هنر برای هنر چیست؟

شمس:هنر برای هنر هم برمی گردد به بحث خاص و عام. این بحث در اواخر قرن 19 پیدا شد. هنرمند نباید موضوع را بهانه ای قرار دهد که ناتوانی هنری خود را بپوشاند،  بلکه هر موضوعی را باید خلاقانه در اختیار بگیرد و اثری خلق کند. هنر یک جوری برای هنر است اما به این معنا نیست که برای مردم نباشد.

سوال من بیشتر این است که هنر برای هنر است یا برای زندگی؟

شمس: در واقع به قول نیچه هیچ هنرمندی تاب و تحمل واقعیت را ندارد،چون واقعیت زندگی دشوار است وهنرمند یک نوع عکس العمل در مقابل نقص زندگیست. برای همین است که می گویند خلق و خلاقیت، و هنر برای بر طرف کردن ضعف های زندگی است. بحث هنر برای هنر و خاص و عام، به هم مربوط است. آن که بیشتر با مردم و خاص و عام ارتباط دارد ماندگارتر است.

به نظر شما در جامعه کنونی ایران کدام یک بیشتر مطرح است،هنر برای هنر یا  برای زندگی؟

شمس: الان یک اغتشاشی در هنر به وجود آمده،حرف ها و تئوری های گفته شده که باید وقت باشد و زمان بگذرد که از این بحران در بیاید،که به نظر من آرام آرام رو به بهبود است.

الان شعر کلاسیک و مدرن را می شود در یک دو جمله اگر نیازباشد به صورت فشرده توضیح داد ولی ما هنوز تعریف خاصی از شعر پست مدرن نشنیده ایم که اساسا پست مدرن چیست؟ کسانی که در این فاز کار می کنند چه می گویند و هدفشان چیست؟

شمس:پست مدرن را نمی شود در یک جمله خلاصه کرد،در هنر کلاسیک فردیت خیلی وجود ندارد مثلا در شعر کلاسیک وزن از قبل معلوم است. خلاقیت فردی نیست فقط یک تفاوت های لحنی وجود دارد.در مدرنیزم فردیت وجود دارد،ما می توانیم همه چیز را بشکنیم،منتها یک ساختار جدید باید به وجود بیاید.یک چیزه تازه و نظام جدید به وجود بیاوریم. در پست مدرن می گوییم که فردیت و عقل کل، چنین چیزی وجود ندارد،اگر هم وجود داشته باشد با تلنگری به هم می ریزد،پست مدرن نه از پیش معین شده است و نه ساختاری دارد، اما معنای آن روشن است. وقتی می خوانیم متوجه می شویم که قضیه چیست. می فهمیم که همین که (وجود ندارد) را بیان می کند.

مدرنیزم می گوید که اگر ساختار شکنی کردی باید ساختار جدیدی جایگزین کنی،پست مدرن چه نظری دارد؟

شمس:پست مدرن ساختار ندارد امادر درون خودش دارای ساختار است.

یعنی ساختار پنهانی دارد؟

شمس: مثلا (مردی در تاریکی) رمان آقای "پل آستر "خیلی با مفهوم و جالب است. این چیزی که به نام پست مدرن در ایران می نویسند،پست مدرن نیست. باز هم می گویم من با آثار این افراد کاری ندارم ولی به هر حال پست مدرن قابل فهم و قابل ارتباط است.شما به جهان دیگری سفر می کنید و به عمق آن می روید.

جهانی که شما می فرمایید ملموس است؟

شمس: کاملا ملموس است،کاملا ملموس و شیرین است. این ها می گویند که فردیت تصمیم گیرنده نیست و درکشان هم همین است .شما در یک داستان پست مدرن می خوانید که شخصی دارد فکر می کند که من چکار خواهم کرد،بعد معلوم میشود که هنوز به دنیا نیامده یعنی در داستان هیچ چیز از پیش تعیین شده نیست.

یعنی زمان هیچ نقشی ندارد؟

شمس:اصلا معلوم نیست زمان چه کاره است. الان  یک عده فکر میکنند چون پیشرو هستند و این طوری نوشتن راحت تراست چنین آثاری را می نویسند در صورتی که آثار پست مدرن غرب با این آثار خیلی فرق میکند،این طوری نیست که بی سر و ته باشد.

چگونه می توان شاعری موفق بود؟

شمس:در درجه اول بر می گردد به زندگی آدم و درک او از زندگی.بعد شاعر نباید آدم طلبکاری باشد. مطالعه ادبیات کهن به خاطر جوهر زبانی  که در آن بکار رفته ،خواندن عمقی و موشکافانه آثار تثبیت شده طوری که جملات را نجاری کند. مثلا وقتی ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد فروغ را می خوانیم دقت کنیم که چرا از این اصطلاح واز این نوع وازه ها استفاده نموده آثار جدی معاصران را باید به صورت جدی مطالعه نمود.

باز هم صمیمانه از شما تشکر میکنم، خوشحال می شویم در جمع هنرمندان داراب حاضر شوید؟

شمس: قبلا آن مسیر تا  آن قسمتی که اسم فرگ می برید عبور کردم. دوست دارم باز هم بیایم.قبلا من آثار یکی دوتا از شاعران داراب در نشریات فارس می خواندم که اسمشان در ذهنم نیست.

برگرفته از : نشریه افسانه داراب


افسانه ی دی آل در فرگ داراب
ساعت ۱٠:٥٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٥ دی ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: افسانه ی دی آل در فورگ داراب

عنوان اثر: افسانه ی دی آل در فورگ

نویسنده: رسول امیری

آن دور دست های نزدیک یعنی زمانی که بیشتر از امروز افسانه و خرافات حاکم بر اندیشه ناقص ما بود،زندگی را معما هایی فرا گرفته بود که ریشه در نادانی و ذهن جستجو گر بشر داشت. رویاها و خیال پردازی ها گاهی به قصه ها و افسانه می انجامید که در سالهای درازی به عنوان حقیقتی خیالی پاسخ سوالاتی گنگ می شد که انسان از کشف و جواب آن عاجز بود. اما با پیشرفت دستاوردهای روز افزون علمی و تجربی بسیاری از یافته های ذهنی و تخیلی آدم ها،به افسانه ها و قصه هایی تبدیل شد که اینک سهم بزرگی در ادبیات ما دارد.

دی آل یا ننه آل زنی بد ترکیب و سیه چرده با لباس هایی عجیب و غریب، قد بلند و موهای  فرفری انباشته شده به روی هم که دندان های نیش مانند ،قیافه ای ترسناک از خانواده جن و پریان که در سیاهی شب هر از گاهی باعث آزار  زایمان زنانی می شود که نادیده ها را باور دارند.آزار دی آل گاهی منجر به مرگ یا بی هوشی زن در حال زایمان می گردد گاهی ساعت ها و چند روز بعد از زایمان، زن زائو دچار آل زدگی می گردد که برای پیشگیری از این کار باید چاقو،سوزن قفلی،شی آهنی در بستر زن قرار دهند تا مانع آزار دی آل گردد.

دی آل با دسته های موی بافته شده بز حساس است. زنی که دچار آل زدگی شده و از هوش رفته ، مامای روستای پیر کهنه کار،موی بافته شده بز به دو طرف صورت او می زند، وردی می خواند تا به هوش آید. دو طرف بازو و دور گردن زن را با همین موهای بافته شده می بندد و دستور می دهد اطراف اتاقش را همین موها از دیوار آویزان کنند چون باور بر این است که دی آل با مو حساس است. یک جفت نخ ریسمان سیاه و سفید هم به ساق دو پای زن  آل زده می بندند تا با استفاده از این شگردها مانع ورود و آزار دهی آل شوند.حتی گاهی شب ها بچه هایی که نمی خوابند و ایراد می گیرند با عنوان (دی آل آومد)او را می ترسانند تا زود بخوابد.

اکنون در جامعه علمی ثابت می شود که آل زدگی بیماری ناشی از درد زایمان است که پزشکان با یک دستگاه فشار خون تشخیص می دهند. بچه های امروز هم آنقدر هوشیارند که تا نبینند باور نمی کنند. و هنوز کسی دی آل رو به چشم ندیده نه در فرگ ونه در حومه فرگ که شامل تمام جهان می شود.

 پی نوشت:

 در منطقه فرگ به مادر دی می گویند که ریشه در کلمه دایه دارد.

برگرفته از: نشریه سرو داراب


کشف ظرف سفالی متعلق به هزاره دوم پیش از تاریخ در فرگ داراب+ عکس
ساعت ٢:٤٩ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٤ دی ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: تپه اوباد چشم سنگی روستای مرز فرگ ،ظرف سفالی متعلق به هزاره دوم پیش از تاریخ درفرگ

کشف ظرف سفالی متعلق به قبل از اسلام در فرگ:

این ظرف سفالی قوری شکل،متعلق به هزاره دوم پیش از تاریخ، به طول 40 سانتی متر و محیط 120 سانتی متر و با 20 سانتی متر قطر دهانه ،در منطقه تاریخی آوباد چشم سنگی بخش فرگ داراب پس از حفاری، برخی افراد سودجو که در این منطقه قصد حفاری غیر مجاز داشتند، به دست آمد.
تپه اوباد چشم سنگی در نزدیکی روستای مرز بخش فرگ در 120 کیلومتری جنوب شرقی داراب قرار دارد.



← صفحه بعد