کشف نقش پرنده شکاری(عقاب) در قلعه فرگ

این سنگ که نقش یک عقاب(پرنده شکاری) را بر روی آن نشان می دهد توسط یکی از اهالی دوبرجی بنام جعفر امیری در زمین های زراعی خود واقع در قلعه فرگ کشف شد و توسط اساتید محترم دانشگاه آزاد داراب آقایان دکتر رضایی ، خانم ریاحی و آقای صدق آمیز به یکی از دانشجویان رشته تاریخ در سال 1372 به نام رسول امیری اطلاع رسانی و به شهرستان داراب منتقل گردید هم اکنون این سنگ در موزه هفت تنان شیراز در استان فارس می باشد طی بازدیدی که آقای دکتر میرزاحسنی باستان شناس دارابی و استاد دانشگاه آزاد داراب وعضو هیئت علمی دانشگاه آزاد شاهرود در سال 1390از این موزه به عمل آورده است مشخص شد که محل کشف این سنگ را در سروستان ذکر کردند نگارننده در ادامه استنباط می کند که این سنگ فقط  متعلق به قلعه فرگ است و هر گونه اطلاعات دیگر غلط و کذب می باشد در پایان از اداره میراث فرهنگی شهرستان داراب خواهشمندیم که این موضوع را با میراث فرهنگی استان مکاتبه نمایند تا محل کشف نقش عقاب را اصلاح واز سروستان به فرگ تغییر نام دهند. 

 

   

/ 9 نظر / 61 بازدید

اگر مایل به تبادل لینک هستید خبر دهید تا لینک شوید ترجمه متون انگلیسی http://daroltarjome.persianblog.ir/

عليرضا

با عرض سلام و خسته نباشي خدمت دوستان و همشهريان عزيز براي سلامتي و شفاي هرچه مريض هست رو تخت بيمارستان با صميم دل بخواهيم كه زود به سلامتي كامل برسند مخصوصا دوست عزيز و زحمتكش اقا رسول.عليرضا ارجمند از مرز

عليرضا

با عرض سلام و خسته نباشي خدمت دوستان و همشهريان عزيز براي سلامتي و شفاي هرچه مريض هست رو تخت بيمارستان با صميم دل بخواهيم كه زود به سلامتي كامل برسند مخصوصا دوست عزيز و زحمتكش اقا رسول.عليرضا ارجمند از مرز[وحشتناک]

عليرضا

سلام افا منصور گلگي دارم از شما مگه مرز جاي كوچك و بي نام و نشاني هست كه در مورد جشنواره خرماي مرز تو وبلاگتون درج نكردي؟ ارجمند از مرز

رسول اميري

مهمان من باشيدلطفا بلا به جون دشمنت

مهدی

سلام براشون از خدای مهربان طلب شفا میکنیم.وضعیت ایشان در حال حاضر چطور است؟

مینا

واااای چراااا؟ خدا شفاشون بده ناراحت شدم

داداش منصور

سلام به خودم گفتم کمی آهسته تر بروم تا صدای رد پایم کسی را نیازارد ...................... وقتی آیینه را نگریستم دیدم چقدر آیینه تغییر کرده که چهره ی مرا خراب کرده است ................................................. من به دیاری قدم خواهم گذاشت که متعلق به هیچ کس نیست ........................................... من سایه ای ندارم که تو را سایه بان باشم